.به نام او

رسید...

آری رسید...

خدارا شکر

امروز دعایم به اجابت رسید.

چقدر خوشحال است او/که این گونه در پناه هو/شاد و خوشحال گردیده است/ بنده ای شکرگزار گردیده است

اما در کناری و در مکانی دیگر در این دیر مکافات

دلی شکسته با تمام نهایت خود و با سکوتی بلندتر از فریاد، میگوید  اینچنین به رب مجیب الدعوات

مگر نگفتی ادعونی استجب لکم، پس چه شد ای خدای یغفر ذنوبکم

مرا اینچنین به حال خود رها کرده ای و نمی گویی در این بحر ظلمات بی طریق راه غرق  می شوم؟

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری/شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

اگر گویی گناه کرده ای پس بدین گونه دعایت را اجابت نکرده ام

می گویم

اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا

اگر گویی پرده عصمت دیگران را چاک زده ای

گویم

اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم

واگر گویی از آن روزی که آفریدمت تا به حال ، جز گناه چیزی ندیدم

می گویم

اللهم اغفر لی کل ذنب اذنبت و کل جرم اجرمت

می رود و در گوشه ی دل خود می گوید

من که طبق حدیث معصومین برای  دعا کردن عمل نمودم

ابتدا خدای را حمد و ثنا کرده ام

سپس از گناهان خویش استغفارکرده ام

بعد از آن بر ختم رسل و آلش درود فرستاده ام

و سپس گفته ام  یا رب برسان مرا به کامم

و در پایان هم گفته ام

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پس چه شد یا رب رحمان و رحیم

مرغ دلم به شیراز و وصف بی مثالش پر کشید و دیدم لسان الغیب نغمه سر داده که:

« حافظ وظیفه تو دعا کردن است و بس / در قید این مباش که شنید یا نشنید »

مطمئنم که دعایم را شنیده ای

پس چرا مستجابم  نکرده ای

رفتم پای پند حکیمی خردمند

که کنم چاره بهر دل دردمند

چرا که حافظ شیرین سخن می گوید

« نصیحت گوش کن که از جان دوست تر دارند/جوانان سعادتمند پند پیر دانا را»

پیر فرزانه که علمش لدنی بود و سرچشمه اش الهی و نام جدش محمد مصطفی(ٌٌص)

این گونه گفت به من دل شکسته

گاهی می شود که بنده دعایی می کند/خدای تبارک و تعالی به فرشتگان یمین و یسارش می گوید

من دعای این بنده را مستجاب کردم اما فعلا حاجتش را ندهید

زیرا دوست دارم که صدایش را بشنوم،ازصدایش خوشم میاید

و گاهی می شود که بنده دعایی می کند/خدای رحمان و رحیم به فرشتگانش می گوید

هرچه زودتر حاجت این بنده را بدهید/عجلوا عجلوا

زیرا من از صدای این بنده بدم می آید /دوست ندارم خدا بگوید

حاجتش را بدهید که دگر خدا نگوید

این را که شنیدم دلم شاد شد

سر به آسمان بلند کردم و گفتم

خدا،یعنی صدای من را دوست داشتی که حاجتم را فعلا نداده ای؟

چه قدر خوش گفتی در قرآن

همانا انسان عجول است

قصد برگشت به خانه را کردم تا بیشتر دعا کنم و خدا صدای من را بیشتر بشنود

در راه بازگشت از کنار مکتب خانه ای رد شدم

دیدم مردی حکیم به شاگردانش می گوید

وقتی خدا  دعای بنده ای را به همان صورت که بنده می خواهد مستجاب نمی کند برای او چند چیز دیگر

را کنار گذاشته است

یا دیر تر اجابت می کند و در عوض این تاخیر  ، پاداشش می دهد

یا صلاحش نیست و عوض آن چیز دیگر و بهتر از آن را می دهد

یاکفاره گناهانش می کند یا بلایی را از او دفع می کند

یا در فردای قیامت به او پاداش می دهد و این جاست که بنده آرزو می کند که ایکاش هیچ کدام از دعاهایش در دنیا به هدف اجابت نمی رسید تا در عقبی پاداشی بهتر و جاودان نصیبش می شد

دیدم چه زیبا سخن می گوید

بالای مکتب خانه را دیدم

نوشته بود

مکتب صادق

با خودم گفتم،  عجب!!!!!!

پس اینگونه خدای منان از من پذیرایی کرده است و من دنیا دوست بی اعتنایی

با خودم تصمیم گرفتم که از این به بعد در هنگام دعاهایم ، عاشقانه تر او را بخوانم

و بدانم که هر وقت اشک می ریزم تا به او بگویم چرا مستجابم نکردی

او هم می خندد و می گوید

دنیات نداده ام نه از خواری توست

کونین(دوجهان)فدای یک نفس زاری توست

هرچنددعا کنی اجابت نکنم

زیراکه مرا محبت زاری توست